سفارش تبلیغ
صبا

زندگی آرام

دانلود دو نرم افزار بی خیال درمانی 1 و 2



https://t.me/psycho_Religion/1016

https://t.me/psycho_Religion/1015



دانلود نرم افزار بی خیال درمانی 1 و 2 (از پیام رسان ایتا)

https://eitaa.com/zendegiearam/132



از خودبیگانگی فکری

 

چشم داری تو به چشم خود نگر 
منگر از چشم سفیهی بی خبر
گوش داری تو به گوش خود شنو
گوش گولان[1] را چرا باشی گرو
پی ز تقلیدی نظر را پیشه کن 
هم برای عقل خود اندیشه کن


روشنفکری تنها کفشی را که داشت، برای تعمیر نزد پینه دوز روستا برد. از آنجا که پینه دوز درصدد تعطیل دکانش بود به او
گفت: فردا برای تحویل کفش هایت بیا.
روشنفکر باناراحتی گفت: اما من کفش دیگری ندارم که تا فردا بپوشم.
پینه دوز شانه بالا انداخت وگفت: به من ربطی ندارد، اما می توانم یک جفت کفش مستعمل تا فردا به تو قرض بدهم.
روشنفکر فریاد کشید: چی؟ تو از من می خواهی کفشی را بپوشم که قبلا پای کس دیگری بوده ؟
پینه دوز خونسرد جواب داد: حمل افکار و اعتقادات دیگران تو را ناراحت نمی کند، ولی پوشیدن یک جفت کفش دیگری و حمل آن با پایت تو را می آزارد؟

پی نوشت :
1) گولان : افراد نادان
2) «شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید. ملانصرالدین زندگی خویشتنیم.»، مسعود لعلی، انتشارات بهارسبز، چاپ نهم؛ 392 ، صفحه 65


منبع: نرم افزار بی خیال درمانی 1 و 2

دانلود کنید:

https://t.me/psycho_Religion/1016

https://t.me/psycho_Religion/1015

متن کتاب: جورچیــن زنـــدگی


دانلود نرم افزار بی خیال درمانی 1 و 2 از پیام رسان ایتا

https://eitaa.com/zendegiearam/132



پرسش: سلام آیا مومن درست و حسابی افسرده می شود؟ می دانم ایمان درجاتی دارد اما آیا کسی که افسرده است می توانیم بگوییم درجات پایینی از ایمان دارد یا اصلا ایمان ندارد؟

پاسخ:

برای پاسخ به این سؤال توجه به نکات زیر ضروری است:
1- انسان از منظری سه ساحتی است:1- جسم، 2- روان (ذهن)، 3- روح

2- هر کدام از این ابعاد سلامت و بیماری و پزشک و درمانگر مربوط به خود را دارد.

3- به دلیل ارتباط تنگاتنگشان بر هم اثر می گذارند و از هم اثر می پذیرند.

4- ما روایاتی داریم که مربوط به بیماری، شفا، رجوع به متخصص، مخفی نکردن بیماری از متخصص، دوری نکردن از مراجعه به پزشک به بهانه توکل و ... است. در این روایات نمی بینیم که بگویند مؤمن غمگین یا افسرده نمی شود. همان طور که ما سرما می خوریم از نظر روانی هم ممکن است افسرده شویم. اصلا به دلیل شیوع افسردگی بین مردم به سرماخوردگی روانی مشهور است.

5- از سوی دیگر در بحث سبب شناسی باید در نظر بگیریم که افسردگی غالبا معلول ترکیبی از اختلالات جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی است.

6- مؤمن از این جهت که دستورات دینی را رعایت می کند زمینه افسردگی را در این جهات کاهش می دهد ؛ مانند صله رحم کردن، نماز خواندن، تطهیر و غسل کردن و آراستگی، عطر زدن، اجتناب از پرخوری، پرخوابی و بی کاری و خوشحال کردن مؤمنان و.... . اگر فرد دینداری این امور را رعایت نکند زمینه افسردگی را برای خود فراهم می کند.

7- فرد به ظاهر دینداری که به دستور عقل اهمیت نداده و برای گزینش دینش تحقیق نکرده است و به سؤالات اساسی ( من کیم؟ اینجا چه می کنم؟ با که هستم؟ تا کی هستم؟ کی خواهم رفت؟ کجا خواهم رفت و..) برای زندگی هدف و معنایی نمی یابد و در مشکلات، رنج ها، شکست ها و فقدان عزیزان را بی معنا و ناعادلانه تفسیر می کند و افسرده می شود.

8- برخی از عوامل افسردگی، زیستی و ژنتیکی و براثر عدم تعادل در کارکرد برخی غدد درون ریز مانند تیروئید و یا اختلالات در کار کرد انتقال دهنده های شیمیایی بین سلول های عصبی (نورون ها ) است. فرد در بسیاری از این عوامل دخلی نداشته است. بنابراین از این جهت ممکن است حتی یک مرجع تقلید هم گرفتار بیماری افسردگی شود. بنابراین مؤمن وقتی دستورات دین را رعایت می کند نباید هنگام اضطراب یا افسردگی یا وسواس خود را سرزنش کند. باید راضی به رضای خداوند باشد و با توکل بر خدا از متخصصان برای درمان کمک بگیرد.

9- پیامبری بیمار شد به خداوند گفت: من می دانم درد و درمان از خداست به همین دلیل از دارو و پزشک کمک نمی گیرم تا خودت شفایم دهی. خطاب شد که من اگر دنبال دارو نباشی شفایت نمی دهم. خداوند شفای بیماری و کلید مشکلات را در اسباب طبیعی و غیرطبیعی ( دعا، صدقه، توسل، تربت امام حسین، آب زمزم و..) قرار داده است.

پی نوشت :
انجمن گفتگوی دینی، انجمن مشاوره

متن کتاب: جورچیــن زنـــدگی


ازدواج سفید
پرسش: ارتباط بدون ازدواج چه مشکلاتی را به دنبال دارد؟
پاسخ: در زیر یک سقف زندگی کردن بدون ازدواج:
در مواردی دختر و پسر بدون هیچ نوعی از ازدواج برای مدتی طولانی به صورت دوست با هم زندگی مشترک دارند با این شعار که ازدواج قیدوبندآور است مزاحم دوستی و عشق خالص و بدون شائبه نسبت به یکدیگر است. تحقیقات نشان می دهد که طولانی شدن این سبک از رابطه می تواند خطرات و آسیب های جدی را به همراه داشته باشد. در این گونه روابط میزان عدم رضایت زوجین به مراتب بیش تر از افرادی است که ازدواج کرده اند و حتی در کل ، گزارشی که از روابط این افراد داده اند ضعیف تر از روابط زوجین ازدواج کرده است و احتمالاً این افراد التزام کم تری نسبت به یک دیگر دارند و احساس امنیت کم تری می کنند. ضمن این که در کشورهای غربی هیچ مدرک علمی قابل قبولی وجود ندارد که ثابت کند این سبک از رابطه می تواند عدم تناسب و تضادهای زوجین با یک دیگر را کاهش دهد و منجر به ازدواج موفق تری شود؛ در ضمن تجارب نشان می دهد کیفیت زناشویی در این گونه روابط نسبت به ازدواج رسمی و متعهدانه به طور معناداری پایین است. اگر این گونه روابط بیش از یک بار قبل از ازدواج تکرار شود، موجب بروز خطرات جدی و اختلافات زناشویی می شود. تجارب بالینی نویسنده حکایت از این دارد که در ایران همواره این گونه روابط برای خانم ها بسیار مشکل زا و مسئله ساز بوده است ؛ زیرا حس بلاتکلیفی و عدم امنیت حاکم بر این رابطه زنان را بیش تر از مردان می آزارد. باید حتماً در مشاوره های قبل از ازدواج موارد فوق پیگیری شود و مد نظر قرار گیرد، زیرا عدم توجه به این نکات می تواند مدیریت سالم روابط زناشویی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و تخریب کند.

پی نوشت :
سید جلال یونسی، مدیریت روابط زناشویی، نشر قطره ص.36

متن کتاب: جورچیــن زنـــدگی

آشیانه عشق(هم پرواز)


هرکسی شایستگی، استعداد، ذوق، توانایی جسمی و روانی خلبان شدن را ندارد؛ به همین دلیل، مراکزی چون نیروی هوایی، افراد مستعد را گزینش می کنند. این افراد علاوه بر گذراندن دوره های علمی و کاربردی، قبل از پرواز با معاشرت با خلبانان با تجربه، مهارت خود را افزایش می دهند. آن ها سپس آموزش و کار خود را زیر نظر خلبان فرمانده شروع می کنند. از آنجایی که «اولین پرواز» بسیار مهم است، برنامه های آموزشی و درایت خلبان فرمانده طوری است که کمک خلبان از نظر روحی آمادگی بالایی داشته باشد. فردی که به دلیل ضعف های شخصیتی، باورهای غلط، خرافات، شیوه های بد آموزشی و بدرفتاری خلبان فرمانده، اولین پروازش با هراس و اضطراب زیادی باشد، ممکن است، برای همیشه قابلیت پرواز را کسب نکند، یا سال های متمادی با پرواز نگران و مضطرب شود و از شغلش رضایت نداشته باشد. این فرایند پرواز را با مشکلاتی روبه رو می کند.
خلبان و کمک خلبان با «
هم فکری» و «همکاری» براساس قوانین، نظم و انضباط کاری، برای اهداف از پیش تعیین شده پرواز می کنند. همان گونه که راننده، ماشین را ؛ ناخدا، کشتی را؛ و رهبر یا رئیس جمهور، کشوری را مدیریت می کنند، مدیریت پرواز با خلبان فرمانده [1] ست؛ ولی رابطه او با کمک خلبان، صمیمانه است نه استبدادی. اگر فرمانده با کمک خلبان اهداف مشترکی نداشته باشند، از نظر روحیات و صفات شخصیتی تناسب و همتا نباشد، ممکن است هنگام پرواز با مشکلات زیادی روبه رو شوند. به همین دلیل، خلبان فرمانده، برای پرواز، فردی را گزینش می کند که با او تناسب داشته باشد. فرمانده اگر از روی دلسوزی یا ترحم کمک خلبانی را گزینش کند که از جرأت و اعتماد به نفس و تجارب کاری، تناسب نداشته باشند، پرواز خاطره انگیزی را تجربه نخواهد کرد. فرمانده و کمک خلبان باید با برج مراقبت پیوسته در ارتباط باشند و در مشکلات برج مراقبت را در جریان بگذارند. خلبانی که در غیاب کمک خلبان، تنهایی، یا اصطلاحا سُلُو solo پرواز می کند، جیره ی سوخت را که برای او و کمک خلبان در نظر گفته شده است را با نادیده گرفتن شریک خود، مصرف می کند.

ازدواج هم.....

ازدواج و همسرگزینی از جهات زیادی مانند پرواز و شغل خلبانی است. دو شباهت آنها عبارتند از:

الف)حد نصاب برای گزینش:

مشاوران ازدواج براساس تجارب علمی و عملی خود می گویند، هر کسی شایستگی همسرگزینی را ندارد و باید برای ازدواج شرایطی را داشته باشند؛ مثل حدنصاب بلوغ جنسی، جسمی، روانی، اجتماعی، علمی و عقلی، عاطفی و هیجانی، معنوی و اقتصادی. برخی از افراد شرایط لازم و مناسب برای یک زندگی زناشویی آرام و رضایت بخش را ندارند. آنها باید درمان شوند، و دفع و رفع مشکلات و اختلالات را مقدمِ بر ازدواج شان کنند؛ این افراد عبارتند از: کسانی که مدیریت هیجان(خشم و شادی و عشق، اضطراب و نفرت و..)را ندارند، افراد بسیار وابسته، کسانی که ترمز عشق شان بریده و قدرت خویشتنداری ندارند، آنهایی که اهل کار و تلاش نیستند ، معتادان به الکل و مواد مخدر و اینترنت؛ کسانی که عیاش و رفیق بازاند، افراد دمدمی مزاج، سفیهان در امور مالی، فراریان از هویت جنسی خود (متنفران از جنسیت خود)، بیماران شدید روانی مانند افسرده، اسکیزوفرنی و... .

ب) آموزش قبل از پرواز

افرادی که تازه می خواهند اولین پرواز خود را شروع کنند قبل از پرواز از افراد حاذق، کسب تجربه می کنند. زن و شوهری هم که هنوز زندگی مشترک را شروع نکرده اند، لازم است قبل از این که زیر یک سقف بروند، از افراد باتجربه، مشاوران، کتب، سایت های معتبر و نرم افزارهای مربوط به زندگی مشترک، شیوة زندگی زناشویی موفق را بیاموزند.
قبل از ازدواج نیز لازم است مهارت های لازم برای زندگی مشترک کسب شود. با دوره های آموزشی، نرم افزار، کتاب، مشاوره ازدواج، دختر و پسری که از تجارب افراد بزرگسال استفاده نکنند، پروازشان در آسمان زندگی لذت بخش و خاطره انگیز نخواهد بود و احتمال سقوط(طلاق) زیاد است.[2]


پی نوشت :
aircraft comonder = AC. 1
2. محمدحسین قدیری ، مثل های روان( تمثیل هایت روان شناختی و تربیتی)، مرکز مشاوره مأوا، قم، انتشارات آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ص13.

 

متن کتاب: جورچیــن زنـــدگی




ارواح خاک بابام
(پختگی ساختنی است نه یافتنی)

سریال‌ها و برنامه‌های شاد تلویزیون در حد خود بزم خانوادها را گرم‌ می‌کنند و شادی و لبخند بر دل و لب جامعه می‌نشانند. این خوب است و عالی، ولی انتقادی جدی به بسیاری از برنامه‌ها وارد است:
بسیاری از مهمانان مجردان با سن بالا هستند، غالبا وضع اقتصادی خوب یا عالی نسبت به مردم دارند اینان به عنوان الگوهای جوانان، مستقیما یا پنهان خواسته و ناخواسته به آنها القا می کنند که نمی‌توان به این زودی ازدواج کرد و باید از بلوغ زودرستان تا زمان ازدواجتان حدود 15 سال یا حتی بیشتر فاصله شود تا شغل خوب و رفاهیات کامل به دست آورید. متأسفانه بسیاری از مشاوران هم می‌گویند آمار مشاجرات، اختلافات، همسرآزاری‌ها، خیانت‌ها، عشق‌های نافرجام، و طلاق‌ها بالاست، بنابراین جوانان ما تا حدود بیست و هفت یا سی سالگی نباید ازدواج کند تا پختگی و بلوغ کافی برسند، ولی این بزرگواران نمی گویند که این دوره بلند مت سن بلوغ زودرس تا سن ازدواج، در این دنیای پر محرک فیزیکی و سایبری، فشارهای جنسی و عاطفی خودش هزار و یک مشکل ایجاد می کند که در مشاورها اینها عیان است!!

مهارت ها و بلوغ‌های اکتسابی
چرا نباید به این فکر کنیم که با دوره‌های آموزشی مختلف مهارت‌ها، بلوغ پختگی لازم را جوانان ایجاد کنیم. و برای بلوغ اقتصادی چرا از مسؤولان، والدین و خود جوانان نخواهیم که با تسهیلات ازدواج، حمایت اقتصادی، قناعت، تلاش و همت بالا و مراسم ساده ولی همسرگزینی عاقلانه و روش مند، سبب ازدواج به موقع شوند تا بین سن بلوغ و ازدواج این همه فاصله نشود و مشکلات فراوانی برای آنها و جامعه به با نیاورد؟
بدون شک با تورم سنگین بالا و مشکلات مسکن و اشتغال برای عده ای زیادی فراهم کردن ابتدائیات زندگی هم سخت است، ولی بسیاری از جوانان در مشاورهها می گویند شکوه می کنند که شهوت و نیاز عاطفی زیاد است اختلاط دختر و پسر در جامعه و دانشگاه بی‌داد می‌کند سایت‌ها و شبکه‌های پورنو در دسترس است با این حال والدین ما حال و روز ما را متوجه نمی‌شوند و تشویق به ادامه تحصیل و به دست آوردن رفاهیات خیلی عالی می‌کنند. ما حاضریم برای کاهش فشار روانی، افزایش آرامش و حفظ ایمان با توقعات کم و حمایت جزیی خانواده با همسرگزینی عاقلانه و مراسم ساده، زندگی بدون تکلف مشترک را شروع کنیم. به تدریج دوشادوش همسر خود رفاهیات زندگی را هم ارتقا دهیم و به وعده های خداوند هم که در قرآن آمده در کنار تلاش خود امیدوار باشیم.

جوانان پرتوقع
جوانانی هم هستند که با این که درآمد متعارفی دارند ولی با توقعات بسیار بالا می‌خواهند زندگی آرمانی برای خود بسازند. این اندیشه، سبب ازدواج دیرهنگام و افول هیجان و نشاط آنها می‌شود. برای فراهم آوردن آسایش و رفاهیات، آرامش خود را از دست می‌دهند.
گفت: پسرم طوری با تأخیر ازدواج نکن که کودکت، یعنی نوه دلبندم، هنگام بازی به دوستانش به روحت قسم نخورد: «ارواح خاک بابام».


پی نوشت:
محمدحسین قدیری، ماهنامه خانه خوبان ، بهمن، 1395


متن کتاب: امروز بهتر از دیروز

خدا رحمت کنه همه اموات شما را. مادر بزرگم خیلی خوش صحبت و بزم آرای محفل خانوادگی بود. مثلی می‌زد می گفت: «احمدک نه دردی داشت نه بیماری یه جوال دوز به خودش می‌زد و می‌نالید.» این روزها دید و باز دید زیاد است منزل دوستان و اقوام که می رویم همه می نالند از تورم و مشکلات اقتصادی. بنده هم قبول دارم و آمار کاهش تورم در ما یحتاج زندگی مردم را نسبت به سال قبل قبول ندارم، ولی خیلی از مشکلات را خودمان برای خودمان ایجاد می کنیم. بت‌هایی که خود می‌تراشیم خودمان نزدش گریه می کنیم. وقتی هزینه ها سنگین است چه لزومی دارد در پذیرایی از مهمان زیر بار تکلف و تجملات و اسراف و تبذیر شویم؟ معمولا مردان راحت تر هستند، معمولا در این زمینه خانم‌ها با یاری فرزندان گاهی حمایت خانواده ها، تکلفات و تجملات به مدیر اقتصادی منزل یعنی مرد تحمیل می‌کنند. البته گاهی هم مردان با ضعف مدیریت خود، وام و هزینه‌های سنگینی را به دوش خانواده می گذارند که با حقوق و درآمد تناسب ندارد.
صحبت از آداب مهمان و مهمان داری بود. هر کس مطلبی را یادآور می شد. امام رضا (ع) داستانی را از اجدادشان نقل کردند و فرمودند: روزی فردی امام علی (ع) را به میهمانی دعوت کرد. امام علی (ع) مشروط پذیرفتند. ایشان فرمودند به سه شرط می آیم. اگر قول دهی که رعایت کنی دعوتت را می پذیرم. مرد گفت آن سه شرط چیست؟
حضرت (ع) فرمودند: شرط اول آنکه چیزی از بیرون منزل برای من تهیه نکنی.
دوم از آنچه در منزل هست چیزی را از من دریغ نکنی
و سوم آنکه زن و بچه ات را به رنج و سختی نیندازی.
مرد که علاقه مند بود میزبان امام (ع) شود، گفت: یاامیرالمومنین (ع) قول می دهم این سه شرط را رعایت کنم. امام (ع) نیز پذیرفتند و به منزل وی رفتند.


پی نوشت :
1. ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا، ج1، ص 225.

محمدحسین قدیری، کانال تلگرامی زندگی آرام

متن کتاب: امروز بهتر از دیروز