کتاب : من مانده ام تنهای تنها (مهارت رویارویی با غربت زدگی)
من مانده ام تنهای تنها
هر انسانی ممکن است در موقعیتی از زندگی خود به «اجبار» یا «اختیار»، به ترک یار و دیارش نیازمند شود.
این سفرها میتواند به دلیلهای تجاری، امنیتی، خدمت سربازی، تبلیغ، مأموریت، تحصیل، تدریس و... باشد.
با جدایی از «یار مونس» و «دیار مأنوس»، افراد با رویدادهای تلخ و شیرینی روبهرو میشوند.
یکی از رخدادهایی که ممکن است بر سلامت تن و روان مسافر و غریب اثر نامطلوب بگذارد و او را از «شادکامی» و غرض مطلوبی که برایش سفر کرده دورکند، «غم غربت» یا «غربتزدگی» است.
متأسفانه
با اینکه غمغربت مشکلات فراوانی را به فرد، خانواده، جامعه، تولید، آموزش و... تحمیل کرده است، اغلب افراد، والدین، مراکز آموزشگاهی، صنایع و معادن، مسئولان پادگانها و... برای سـلامت روان افـراد زیرمجموعـه و خانوادههایشان تدابیر پیشگیرانه و درمانگرانهای نیندیشیدهاند.