برشی از داستان الاغ لاغر مردنی
نویسنده: م ح قدیری
جوانی سوار الاغی لاغر مردنی بود. عجله داشت. الاغ، رنجور بود و توان تحمل او و بارش را نداشت. جوان برای اینکه الاغ را وادار کند تندتر برود، پیوسته با پاشنه پا زیر شکم الاغ بیچاره میکوبید، الاغ اما توانی نداشت که تندتر برود. در راه، پیرمرد حکیمی که این منظره را دید سراغ او رفت و گفت: «ای جوان! خدا به تو نیرو داده و انرژی. این الاغ لاغر مردنیه و توانی نداره، اگه پاهاییرو که زیر دل این الاغ نگونبخت زدهای، روی زمین زده بودی الان به مقصد رسیده بودی؟»1
* ازدواج موقت هم اگرچه یک حکم شرعی حکیمانه است، ولی برای جوانان مجرد «معمولاً» مشکلاتی را مانند ذواق شدن و تنوعطلبی، تأخیر ازدواج دائم، اضطراب از برملا شدن، خرج کردن پسانداز برای شادی و دادن مهریه عقد موقت، وابستگی و... ایجاد میکند درحالیکه با قناعت، چشم و همچشمی نکردن، ازدواج آسان ولی روشمند و تحقیق شده، اجتناب از تقلید از خرافات و رسوم غلط، مهریه و جهیزیه سبک میتوان از فواید زیاد ازدواج دائم بهرهمند شد.
1. رک: م ح قدیری، مثل های روان ( تمثیل های تربیتی و روان شناختی)، مرکز مشاوره و روان درمانی ماوا