تحلیل داستان شب تار جدایی
هادی و ملیکا چه کار میکردند بهتر بود؟
الف) تا آخر عمر بیخیال خانوادهها میشدند؟
اگر چنین تصمیمی میگرفتند هادی در همه شرایط همسرش را دنبال میکرد یعنی هادی ایام عید یا بیماری مادر یا مهمانیها و.... به مادرش اهمیتی نمیداد؟ به نظر شما بعدا او از همسرش ایراد نمیگرفت که به خاطر تو مجبورم دور عزیزم- مادرم- را خط بکشم و همین منبع مشاجرات نمیشد؟ یا ملیکا درگیر و دار زندگی که نیاز به همدمی و همدلی مادرش داشت به هادی ایرادی نمیگرفت. یا هر دو از کرده خود پشیمان نمیشدند؟
ب) ملیکا پی همه چیز را به خود میمالید و میرفت زیر دست مادرشوهرش یک عمر زندگی میکرد و به خاطر عشقش میسوخت و میساخت؟ آیا واقعا یک زن این قدر ظرفیت دارد عمری گوشه کنایه بشنود و دم فرو بندد؟ آیا نوهها با این مادر بزرگ ارتباطشان خوب خواهد بود؟ آیا هر شب نقل و نبات خانوادگی گله و شکایت ملیکا از مادرشوهرش نبود؟
ج) مانند گذشته مخفیانه زندگی مشترک را تا آخر ادامه میدادند روزها با هم باشند و شبها نخود نخود هر کی بره خونه خود؟
د) هادی میآمد خانه ملیکا زندگی میکرد و مامانش را بیخیال میشد؟
هـ) جدا میشدند کاری که الان شد؟ و ازدواج نکنند و روز و شب به یاد هم باشند و در عشق هم بسوزند؟
و) بعد از جدایی تا آخر ازدواج نکنند به یاد هم؟
ز) بعد از جدایی ازدواج کنند، ولی ارتباطشان را با هم حفظ کنند (خیانت)
پیشگیری بهتر از درمان است. بهتر بود با توجه به فرهنگ ملی مذهبی ما ایرانیان قبل دزدیدن منار چاه را بکنیم و از همان ابتدا خانوادهها در جریان باشند؟
نکات کاربردی داستان
1- برای کارهای مهم مانند ازدواج و.. حتماً از عقل جمعی کمک بگیریم.
مشورت ادراک هشیاری دهد
عقلها را مر عقلها یاری دهد
2- هنگام خواستگاری از دختر او باید از پدر و برادر یا دائی و عمو کمک بگیرد چون اینها همجنس خود را بهتر میشناسند.
3- اگر به خواستگاری دختری می روید از مادر و خواهر کمک بگیرید چون اینها همجنس خودشان را بهتر می توانند بشناسند.
4- دختر و پسر باید مراقب باشند که علاقه به نامحرم مانند بدترین ویروس ها است که با قوی ترین آنتی ویروس ها هم به راحتی پاک نمی شود و این امر میتواند بر ازدواج و زندگی مشترک اثر بد بگذارد.
5- در ازدواج نباید تصور کنیم که دیگران مهم نیستند دختر و پسر مانند درختانی هستند که به ریشه (خانواده) وصل اند بدون آنها خشک و زرد و افسرده می شوند. اگر کسی ادعا کند عاشق شما است ولی تمایل ندارد با خانواده شما ارتباط داشته باشد بدانید که عشقش خودخواهانه و بیمارگونه است یعنی او شما را در نهایت برای خودش می خواهد و شما برای او مهم نیستید.
6- هماهنگ نشدن با خانواده قبل از ارتباط با دختر یا پسر مانند این است که بخواهید سینما بروید ولی بلیط تهیه نکنید. ممکن است وارد محیط سینما بشوید ولی هنگان چک کردن بلیط ها مانع ورودتان می شوند.
پی دی اف داستان:
https://t.me/dastan_psy
-